مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

110

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> وفرعل به ضمتين « بچه كفتار » است وفراعل جمع آن است ودر مثل وارد است اغزل من فرعل وهو من الغزل والمعاشقة ونيز حكايت كنند كه چون كفتار را بر لاشهء كشتگان عبور افتد ، سرور گيرد واز كمال سرور نيش برگشايد ؛ چنان‌كه گويى خندان است . و « معوّل » باميم وعين مهمله وواو مفتوحه مشدده به معنى مستعان است ؛ يعنى آن كسى كه از أو أعانت جويند . و « جهد » به ضم وفتح جيم به معنى توانايى وكوشش واجهد جهدك في هذا الأمر يعنى أبلغ غايتك وبه معنى رنج است . گفته مىشود « جهد دابّته » وأجهدها گاهى كه افزون از نيروى آن بر آن حمل نمايند . ورحضه از باب منع ، يعنى شست آن را مثل ارحضه وآن شسته شده را رحيض ومرحوض گويند با راء مهمله وضاد معجمه . و « فند » به فتح فاء ونون ودر آخر دال مهمله به معنى سستى رأى ودروغ گفتن وخرف شدن وتفنيد از باب تفعيل نكوهيدن وبه ضعف رأى نسبت كردن است وگفته مىشود : « شمل مبدّد » با هردو دال مهمله يعنى پريشان وپراكنده و « تبدّد الشيء » يعنى تفرّق وجمعك إلّابدد : يعنى واحد بعد واحد اى له نهاية وانقطاع وبدّد اللَّه عظامه يوم القيامة : فرقها وفي الدّعاء على الكافرين والمنافقين « واقتل أعدائهم بدداً » به كسر باء جمع بدّة است كه حصّه ونصيب باشد . اى اقتلهم حصصاً مقتسمة لكلّ واحد منهم حصّته ونصيبه وبه فتح نيز روايت شده اى مقربين بالقتل واحداً بعد واحد . واما « اصدران » دو عرق ورك هستند ميان صدغين وصدغ به ضمّ صاد مهمله وبعد از دال مهمله ساكنه غين معجمه ما بين چشم وگوش است وگويند جاء يضرب أصدريه ؛ يعنى آمد در حالىكه فارغ بود وابن أثير در نهاية گويد كه در حديث وارد است : يضرب أصدريه يعنى منكبيه وهم أسدزيه باسين مهمله وزاي معجمه . گفته‌اند : اى عطفيه ومنكبيه يضرب بيديه عليهما وهو بمعنى الفارغ ونيز اسدريه باسين ورأى مهملتين آمده است . و « حميم » باحاء به معنى « خويشاوند » باشد ودر بعضي نسخ حمىّ نيز مرقوم است كه به معنى آن كس باشد كه دفع كند چيزى را از كسى ونگاهبان شود . و « عتوّ » به ضمّ عين مهمله وتاء فوقانى وواو مشدّده به معنى درگذشتن از حد واندازه است . « جحود » بر وزن سرور به معنى « انكار ورزيدن حقّ كسى است با اين‌كه به حقّ أو عالم باشند » گفته مىشود : جحده حقّه وبحقّه از باب منع جحدا وجحودا يعنى أنكره مع علمه بثبوته . وطاش يطيش باطاء مهمله از باب ضرب يعنى سبك شد گفته مىشود : رجل طيّاش يعنى سبك وطيش به معنى بيرون شدن عقل وخرد وگذشتن تير است . و « مذروان » به كسر ميم وسكون ذال معجمه وراء مهمله به معنى أطراف إلْيَهْ وسُرين است وواحدى ندارد ومذروان از كمان هردو سوى وتر است وگفته مىشود جاء ينقض مذرويه ؛ يعنى آمد ومىافشاند أطراف سرين را واين كنايت از آن است كه ستمگر وبيم‌كننده آمده است .